من با آن چه می گویی مخالفم، ولی تا پای جان ایستاده ام تا تو بتوانی آزادانه حرفت را بزنی. ولتر نقطه سر خط
نقطه سر خط





مجموعه مستند راز مجموعه مستند راز
با دیدن این فیلم به راز کائنات و دستیابی به موفقیت و ثروت پی خواهید برد
دستگاه تغییر صدا
تبدیل صدای شما به مرد یا زن در هنگام صحبت با موبایلتان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
جامعه : چرا اعتراضات به خیابان کشیده می شود؟



   ۹روز از انتخابات گذشته است و هنوز اعتراض ها نسبت به نتیجه انتخابات ادامه دارد. تخلف در انتخابات و نتیجه ای دور از ذهن،بحثی است که توسط معترضان اعلام شده و هر سه کاندیدا،آقایان موسوی،کروبی و رضایی در این مورد اتفاق نظر داشته و اعلام کرده اند که دلایل مستندی مبنی بر تخلف در انتخابات دارند که حتی بعضا بازشماری آرای برخی صندوق ها هم نمی تواند مشکل را حل کند. در این جا فارغ از اینکه آیا تخلف شده است یا نه و اینکه مستندات کاندیداهای معترض چیست، می خواهم بحث دیگری را مطرح کنم.

 قویا بر این باورم که بایستی هر اعتراضی در چارچوب موازین قانونی و با روش های حقوقی پیگیری شود. و مطمئنا آقایان کاندیدا و معترضان نیز این نکته را خوب می دانند.  قدر مسلم آن است که دو شاخص شفافیت و پاسخگویی، از اصلی ترین عناصر ایجاد اعتماد گروه هدف(شهروندان) به حکومتگران می باشد. و هر چه قدر میزان شفافیت در ارایه اطلاعات و آمار و باسخگویی مسئولان نسبت به موارد تشکیک شده و مورد سوال بیشتر باشد، اعتماد عمومی نسبت به آنان بیشتر خواهد بود و اعتراضاتی هم اگر در این رابطه به وجود بیاید، سعی می شود که از طرق قانونی پیگیری گردد چرا که شهروند احساس برابری دارد. اما در حوادث اخیر چه دلایلی دست به دست هم داد تا حس اعتماد عمومی و برابری ایجاد نشود و اعتراض ها را به خیابان ها بکشاند؟  

1:قطع سیستم پیامک(sms)از روز پنج شنبه 21 خرداد (به مدت 9 روز) بدون هیچ دلیل موجه و مشخصی توسط دولت، یکی ازموارد ایجاد بی اعتمادی بوده است.سیستم پیامک تلفن همراه  که یکی از راحت ترین، ارزان ترین، پر سرعت ترین و همه گیرترین سیستم های ارتباطی و اطلاع رسانی خصوصا در روزهای آخر انتخابات به شمار می رفت، ناگهان در شامگاه پنج شنبه 21 خرداد (ساعاتی قبل از آغاز رای گیری) در سراسر کشور قطع شد و تا دیروز ادامه داشت،باید خاطر نشان کرد در این رابطه هیچ مسئولی پاسخگو نبوده و نیست از آن رو که ابتدا وزارت ارتباطات و فن و آوری اعلام کرد سیستم پیامک قطع نشده ! و ساعاتی بعد اعلام داشت که سیستم را دولت قطع نکرده و این کار توسط نهادها و ارگان های دیگرصورت گرفته است. جای سوال آنکه کشور را چه کسی ویا چه کسانی اداره می کنند. دولت یا گروه های خود سر؟  پس از گذشت دو روز، بالاخره اعلام شد که قطع سیستم پیامک به دلیل ایراد فنی بوده است که متاسفانه پس از گذشت9 روز، این ایراد فنی رفع شد.

2:توقیف روزنامه کلمه سبز به صاحب امتیازی میرحسین موسوی درست روزانتخابات و فشار بر حذف مطالب و تغییر تیتربرخی از روزنامه ها ازجمله اعتماد ملی و ... که درنهایت برخی از آنها با چند صفحه سفید روانه دکه های مطبوعاتی شدند، نشان دیگری از سانسور خبری است. 

3:فیلترینگ سایت های خبری ظرف یک روز، سومین پایگاه خبری و اطلاع رسانی  خصوصا کاربران اینترنتی را با مشکل مواجه کرد. ظرف یک روز(23 خرداد) ده ها سایت اصلاح طلب - حامی موسوی و منتقد دولت نهم  فیلتر شد. قلم،کلمه،نوروز،آینده،موج سوم،یاری،شهاب نیوز و ... و هم چنین یوتیوب و فیس بوک مسدود و فیلتر شدند.تنها سایت های اطلاع رسانی محدود شد به سایت های خبری حامی دولت. و البته محدودیت اینترنتی به بستن سایت ها و برخی وبلاگ ها ختم نشد و یک باره سرعت اینترنت کاهش پیدا کرد. در حدی که اتصال به اینترنت با سیستم Dial up تقریبا غیرممکن است  و خطوط Adsl هم با سرعت پایین، کارآیی چندانی ندارد.(البته امشب سرعت بهبود یافته و فرصتی شد تا مطلبی بنویسم و در وبلاگ بگذارم)

4:اختلال در شبکه مخابراتی و قطع تلفن های همراه در تهران در ساعاتی که تجمعات برگزار می شود( از حدود ساعات 5 عصر تا پاسی از شب)امکان برقراری ارتباط و اطلاع رسانی را با مشکل مواجه کرده است.

5:دستگیری های گسترده خصوصا دانشجویان و فعالان سیاسی، بی اطلاعی خانواده ها از وضعیت فرزندانشان، ضرب و شتم معترضان و حمله به کوی دانشگاه تهران و ... توسط نیروهای لباس شخصی.

6:عدم پوشش خبری واقعی توسط صدا و سیما و نگاه مغرضانه و غیر مردمی این رسانه به رویدادهای اخیر و سانسور خبری. صدا و سیما که هیچ گاه به واقع با توده ی مردم همراه نبوده و صرفا در نقش یک دستگاه تبلیغاتی برای طیفی خاص از جامعه بوده است،اکنون نیز با عملکرد مغرضانه و هدفمند خود،نه تنها عدالت را رعایت نکرده و بودجه ی ملی را صرف گروهی خاص می نماید بلکه به جای ایجاد فضایی برای آرامش و رفع اختلافات، به تشنج بیشتر دامن می زند. عملکرد صدا و سیما در این چند روز بیشتر به رفتار کودکی می ماند که از روی لج و برای نشان دادن برتری اش به طرف مقابل(طرفی که هیچگونه امکانات رسانه ای و اطلاع رسانی ندارد) همه توان خود را به کار گرفته و یا بهتر بگویم همه ی دارایی اش را به رخ می کشد.  نگاه صدا و سیما به تجمعات واعتراضات مردمی، عدم پخش تصاویر راه پیمایی میلیونی در آزادی و عدم ارائه اخبار درست و واقعی و بدون جانبداری  از تجمعات و عدم ارایه اطلاعات و اخبار از طیف های مختلف جامعه به طور صحیح و نسبت دادن ایجاد تنش و آتش کشیدن خودروها و اماکن به معترضان و تاکید  (به طور مکرر) در ساعات مختلف خبری مبنی بر اینکه حضور آشوبگران در خیابان موحب تضعیف کسب و کار مردم و ایجاد ناامنی از سوی آنان  و مزاحمت برای شهروندان است و  .... اعتماد مردمی و معترضان را سلب کرده و آنان را عصبانی تر می کند که خود محرک این اعتراضات می باشد. صدا و سیما بیانیه آیت الله مکارم شیرازی را قرائت می کند که به آقای احمدی نژاد تبریک و اعتراضات مردمی را محکوم کرده است. اما بیانیه هایی که سایر علما و آیات عظام از جمله آیت الله صانعی ، موسوی اردبیلی،بیات امجد ،مجمع روحانیون مبارز و مجمع مدرسین حوزه علمیه قم که بعضا  به نتیجه انتخابات و یا به برخورد با مردم معترض بوده اند را مسکوت نگه داشت. باید گفت رسانه ملی تمام و کمال در همه ساعات و شبکه های خود در هر حال به دفاع از یک جناح (یا بهتر بگویم از یک گروه خاص از یک جناح) پرداخته و به شدت در برابر سایر اقشار جامعه ایستاده،این در حالی است که حتی دقیقه ای را حاضر نیست به گروه های معترض و دیدگاه های مخالف حتی با پخش یک تصویر کوچک یا اعلام یک خبر درست، اختصاص دهد.( حضور نماینگان معترضان در یک برنامه تلوزیونی و بیان اعتراضات به مردم، پیشکش!) به کار بردن تعابیری چون اغتشاش گر و اوباش و ... و تقسیم بندی دانشجویان به حزب اللهی و شلوغ کن و ... از سوی مقامات و نهادها و نسبت دادن تخریب اموال و اماکن به معترضان (که رسانه ای هم برای دفاع از خود ندارند) موجبات جری تر شدن شهروندان می گردد.

متاسفانه در این میان نیزنهادهای مسئول و پاسخگو همچون وزارت کشور خصوصا شورای نگهبان، به تحریک معترضان دامن می زنند.حال که شورای نگهبان مرجع قانونی برای رسیدگی به تخلفات انتخابات بوده و در واقع بایستی پناه مطمئن و مورد اعتماد برای موافق ومخالف باشد.که با بررسی دقیق و موشکافانه همچنین بدون جانبداری از فرد یا گروهی خاص به تحقیق و تفحص پرداخته و پس از آن اعلام موضع نمایند، که آیا تخلفی صورت گرفته است یا خیر؟ اما متاسفانه آنچه که امروز شاهد آن هستیم این است که بر خلاف قانون اساسی که صحت انتخابات پس از تایید شورای نگهبان اعلام می شود، به سرعت صحت و قطعیت آن از سوی نهادها و مقامات دیگر اعلام شد که جای شک و تردید را نسبت به شورای نگهبان (بر خلاف آنچه سخنگویش(کدخدایی)مرتبا اعلام می کند که این شورا بایستی به اعتراضات رسیدگی نماید) بر جا گذاشت . اینکه پیش از بررسی اعتراض به تخلفات، سریعا اعلام موضع نمایند  که تخلفی صورت نگرفته است،یا مرتبا با بیان این نکته که اعتراضات کاندیداها کلی است و یا مستندات خاصی ارایه نکرده اند و ... و بی تفاوتی ای  که در گفتار و چهره سخنگوی شورا مشهود می باشد، دیگر چه جای اعتماد و اطمینانی برای معترضان و مردم می ماند؟ و این تصور پیش می آید که آنها(شورای نگهبان) پیشاپیش تصمیم خود را گرفته اند. همه ی این عوامل باعث می شود اعتماد عمومی نسبت به اینکه مسئولان حقیقتا قصد بررسی دارند سلب شده و برای نشان دادن اعتراض خود به خیابان ها بیایند.

به هر حال آنچه مسلم است آنکه اگر شرایط و امکانات برابرباشد و استفاده از پایگاه های اطلاع رسانی و رسانه (اعم از رادیو و تلوزیون و روزنامه و اینترنت و ...) به طور یکسان در اختیار گروه ها قرار گیرد و عدم توقیف روزنامه و فیلترینگ سایت ها و ... موجبات نگرانی گروه های مخالف را فراهم ننماید، اعتراض ها نیز در قالبی قانونمند پیش خواهد رفت و باعث نخواهد شد که دیگر جمعیت معترض برای رساندن فریاد اعتراضشان، به خیابان ها بیایند تا بدون سانسور و مستقیم و بی واسطه، اعتراض خود را در قالب نمادین تجمعات و تحصن ها اعلام کنند.

 

حامیان موسوی در اعتراض به نتیجه انتخابات 



نوشته شده توسط مهرنوش نجفی راغب در روز یکشنبه 31 خرداد 1388 ساعت 10:54 PM

پیوند | چاپ | نظرات [8]





جامعه : آخرین دفاع در وقت اضافه!!



مناظره ها پایان یافت. در کل از مناظرات لذت نبردم فقط تاسف خوردم. به غیر از مناظره ی رضایی - موسوی و رضایی- احمدی نژاد بقیه مناظره نبودند.مناظره ی احمدی نژاد-موسوی که قبلا گفتم مناقشه بود. مناظره ی احمدی نژاد-کروبی هم همین طور. و مناظره ی کروبی – موسوی هم به دفاعیات و جوابیه گذشت.  که البته این مورد آخر را نمی توان زیاد خرده گرفت چرا که صدا و سیما فرصت دیگری به این دو کاندیدا نمی داد تا توضیحات و موارد اتهامی که، به دور از اخلاق انتخاباتی به آنان زده شده بود را پاسخ گویند و ترجیح دادند تا در این فرصت به دفاع از خود بپردازند. تنها آقای احمدی نژاد به لطف صدا و سیما توانست  وقت اضافه ای بگیرد و به دفاع از خود بپردازد.(این حق دفاع در صورتی عادلانه بود که شرایط کاندیداها برابر باشد) و  بالاخره چهارشنبه 20 خرداد، 20دقیقه وقت تعیین شد تا آقای احمدی نژاد تک نفره در رسانه حضور یابد و به مراد خود (ختم مناظره ها با او باشد)، برسد. پس اینکه آقایان کروبی و موسوی مناظره شان را به دفاع و صحبت های فردی تبدیل کردند شاید حق داشتند، چون وقت دیگری نبود!

به هر حال دیشب آقای احمدی نژاد 20 دقیقه اضافه وقت گرفت تا شاید گل طلایی خود را بزند. اما حرف جدیدی زده نشد و به گمانم تاثیر خاصی روی مردم نگذاشت. چرا که به نظر می رسید اکثر مردم انتخاب خود را کرده اند. از ساعت 8 دیشب تا دیروقت، خیابان ها مملو از جمعیت بود. اصلی ترین شعار حامیان کروبی، موسوی و رضایی مبتنی بود بر تاکید به اینکه در انتخابات تقلب صورت نگیرد.   

اینطور که ظواهر امر نشان می دهد این دوره مشارکت مردم بالاست. 

                                                              ******** 

خواندنی هایی از نقض صریح حقوق شهروندی در آستانه انتخابات: 

با خودکار خود به محل اخذ رای مراجعه کنید احتمال توزیع خودکارهایی با جوهر نامریی کننده!!!

چند ساعت مانده به انتخابات شبکه اس ام اس کشور قطع شد!!   

توقیف و فیلترینگ سایت های جمهوریت- آینده- نوروز-موج سوم(منتقد دولت نهم) 

تلوزیون اینترنتی میر حسین موسوی فیلتر شد 

روزنامه کلمه سبز (به صاحب امتیازی میرحسین موسوی)توقیف شد!



نوشته شده توسط مهرنوش نجفی راغب در روز جمعه 22 خرداد 1388 ساعت 01:18 AM

پیوند | چاپ | نظرات [4]





جامعه : برنده مناظره!! چه کسی بود؟



دیشب ساعت 12 که شد، مناظره! تمام شده بود. مناظره ای که از صبح همه به هم تاکید می کردند که حتما ببینید. و واقعا هم  ایران شده بود یک چشم و نگاهش را دوخته بود به صفحه تلوزیون تا از رسانه ی غیر ملی! مناظره ای تاریخی را شاهد باشند. مناظره که تمام شد کنار پنجره آمدم، چراغ همه ی خانه ها روشن بود و قطعا بحث ها داغ.  پیامک پشت سر هم می رسید که شلوغ شده است. به خیابان رفتم . میدان آرامگاه بوعلی مملو از جمعیت بود. حامیان احمدی نژاد با شعار افشا کن افشا کن حمایتت می کنیم ، و حامیان موسوی هم با نوارهای سبز رنگ در دست . هر دو طرف، کاندیدای خود را برنده ی مناظره می دانستند و ...

امرداد ماه 87 بود که به همراه آقایان لقمانیان،اکرمی و جمعی از فعالان سیاسی- اجتماعی استان به دیدار آقای خاتمی رفتیم. و درخواست مشترکی که داشتیم حضور وی بود در انتخابات ریاست جمهوری دهم.  بخشی ازحرف هایم در این جلسه به آقای خاتمی این بود که ... دوم خرداد 76 همیشه در ذهن ها می ماند روزیکه خیلی ها برای اولین بار پای صندوق های رای رفتند و نام شما را در صندوق انداختند. همه با یک امید تغییر.... گفتم که آقای خاتمی! خیلی ها بعد از 8 سال از آن روز دلخوری هایی داشتند. دلخوری از اینکه خاتمی خیلی کارها می توانست بکند که نکرد و ... قضاوت می کنیم اگرچه به حق، اما فکر نمی کنیم که خود به عنوان یک شهروند چه نقشی در طول این 8 سال داشته ایم. گفتم صادقانه بگویم که من هم آن سال ها دلخور می شدم، از اینکه شما شاید جور دیگری می توانستید عمل کنید اما... این خصلت بد ما ایرانی هاست که همیشه از یک نفر می خواهیم که بیاید و همه کارها را درست کند. همیشه قرار است یکی بیاید و همه را نجات دهد. قهرمان می سازیم و بعد قهرمانمان که وارد صحنه شد او را با همه ی سختی ها تنها می گذاریم که همه چیز را درست کند. و اگر نشد و انتظاراتمان را بر آورده نکرد ، انتقاد می کنیم، معترض خواهیم شد،سرخورده می شویم و ... قهر می کنیم.... و درنهایت اینکه، آقای خاتمی! بیایید...

و آن روز آقای خاتمی با متانت همیشگی اش گفت که ...بیشتر از آنکه فکر کنیم چه کسی بیاید، باید بدانیم چه می خواهیم...

آقای خاتمی وارد انتخابات شد. و بعد به دلیل حضور دو کاندیدای اصلاح طلب دیگر، انصراف داد. اما خود را از صحنه بیرون نکشید و با عنوان حامی و اینکه قرار نیست یک نفر به تنهایی همه کارها را درست کند در صحنه ماند. 4 کاندیدا آمدند. دو نفر از جناح اصول گرایان و دو نفر از جناح اصلاح طلبان. اگرچه شایسته بود که از هر جناح یک نفر می آمد تا انتخاب مردم راحت تر باشد اما خب به دلیل شکل نگرفتن  وعدم جایگاه واقعی احزاب در جامعه که خود بهتر می دانید، نمی توان انتظاری داشت. آقایان کروبی و موسوی، مسایلی را که مطرح می کردند تقریبا و در بیشتر موارد شبیه هم بود و تقریبا دغدغه های مرا از مسایل اقتصادی و سیاست خارجی گرفته تا هویت و حقوق بشر و آزادی ها و زنان و مطبوعات و محیط زیست و ... را شامل می شد. حال کمی تندتر و یا آرام تر.

میرحسین موسوی برایم یاد آور روزهای جنگ است. هم اینکه امروز به عنوان مدیر دوران جنگ مطرح می شود و هم خاطرات تصاویر وی است که از آن روزهای تلخ در ذهنم مانده. روزهایی که من به همراه همکلاسی هایم و با نواخته شدن آژیر قرمز، در دل دیوارهای سیمانی سرد پناهگاه مدرسه پناه می گرفتیم و هنوز صدای گریه و جیغ بچه های کوچکتر هنگام شنیدن ضد هوایی، درذهنم باقی ست. و... جنگ که تمام شد من فقط 9 سالم بود.

در دیدار اعضای اصلاح طلب شوراهای کشور با آقای موسوی، یک وقت سخنرانی داشتم. در پایان سخنانم وقتی از مجری یک دقیقه وقت اضافه گرفتم به مهندس موسوی گفتم که نسل جدید شما را نمی شناسند. نسل پس از انقلاب که من خودم هم جزء آن هستم تنها تصویر کمرنگی از شما در ذهن دارند که گهگاه در زمان نخست وزیری شما از صفحه تلوزیون پخش می شد. حقیقت اینکه اگر نسل جوانمان اهل مطالعه نباشند و روزنامه ها و تاریخ آن دوره را مروری نکرده باشند، شناختی از شما ندارند... و درخواستم این بود که مواضع خود را روشن تر بیان کند...  . یک ماه بعد  میرحسین موسوی هم در دل جوان ها جا باز کرده و نسل جدید و عمدتا دانشگاهی، دغدغه های خود را در کروبی و موسوی می جویند.

تا دیشب... در رابطه با این مناظره -مناظره که نه بهتر است بگوییم مناقشه!-، حرف های زیادی زده شد. از همان دیشب تا الان که هرکسی به نوعی آن را نقد می کند، برنده را یکی می خواند و بازنده را دیگری. اما به نظر من این مناظره (اسمش را نمی توان گذاشت مناظره) برنده یا بازنده نداشت. هیچ بحث تخصصی ای نشد. یکی به جای دفاع از عملکرد خود  مطالبی را می گفت که هیچ ربطی به طرف دیگر نداشت و موضوع بحث نبود و تنها کمکی بود برای فرار از بحث اصلی و البته فراموش نشود که این مطالب، مواردی بود که سال هاست اگر شهروندی مطرح می کرد،آنوقت بود که از سوی همانهایی که بعد از مناظره به خیابان آمدند و «فریاد افشا کن افشا کن...» سرمی دادند به عنوان دشمن و معاند انقلاب و نظام شناخته شده و اتهام سیاه نمایی و تشویش اذهان عمومی مشمولشان می شد.(معرفی چهر ه ای سیاه از 26 سال از 30 سال انقلاب با تعابیری که به کار رفت، اتهامی غیر از این ندارد)............................... 

و اما طرف دیگر، شاید بهتر از این می توانست بحث را تمام کند و متانتی که به کار برد، برای نشان دادن داشتن یک رییس جمهور با وقار که بتواند خود را نگه دارد و از تخریب دیگری برای بالا رفتن خود استفاده نکند، لازم بود اما کافی نبود. راستش دیشب نه «میرحسین موسوی» برد نه «محمود احمدی نژاد».  شاید دیشب برنده ی اصلی مردم بودند که بالاخره توانستند بی پرده با دو شخصیت حاضر در مناظره (که هر کدام دست کم برای 4 سال شخص دوم مملکت بودند) آشنا شوند و  بتوانند راحت تر و عادلانه تر قضاوت کنند.



نوشته شده توسط مهرنوش نجفی راغب در روز پنجشنبه 14 خرداد 1388 ساعت 8:57 PM

پیوند | چاپ | نظرات [5]





جامعه : معیار تقوا؟  - خودم!!



جلسه رسمی شروع نشده بود و اعضا بحث های متفرقه را مطرح می کردند. بحث کشیده شد به تبلیغات و حضور جوانان حامی میرحسین موسوی که دیشب با حضور در «بلوار ارم» به تبلیغ می پرداختند و بروشور و نوار سبز بین مردم پخش می کردند.  برخی از اعضای شورا، حضور حامیان موسوی خصوصا جوانان را مورد نقد قرار داده بودند. اینکه دختران بد حجاب بودند و رفتار جوانان وپوشش آنها اصلا شایسته نبوده و اصلا چرا این ها با این وضعیت آمده بودند و تبلیغات انتخاباتی می کردند( در واقع، این ها را چه به انتخابات) ! و گفته شد که این ها! بی تقوایند و...  

اول: این ها شهروند ایرانی نیستند؟!حق انتخاب ندارند؟!

دوم: این آرای خاموش و این طیف از مردم اگر در انتخابات حضور پیدا نکنند و رای ندهند، می شوند تحریمی! و گفته می شود که این ها ضد انقلابند و معاندان نظامند و.. و اگر هم وارد انتخابات شوند و از بین 4 کاندیدای مورد تایید شورای نگهبان! یکی را انتخاب کنند و تبلیغ کنند، باز حرف است که این ها چرا وارد انتخابات می شوند؟!! بالاخره این طیف از مردم که تعدادشان هم کم نیست ، در پای صندوق های رای حاضر شوند خوب است یا حاضر نشوند؟

سوم: به راحتی به این جوانان و اقشار مردمی (عمدتا در این انتخابات،طرفداران آقایان موسوی و کروبی) گفته می شود بی تقوا!! راستش چه قدر راحت به خودمان اجازه می دهیم معیار تقوا را خودمان قرار دهیم و با سنجش خودمان تشخیص دهیم که چه کسی با تقواست و چه کسی بی تقوا! ضمن آنکه آیا تنها نوع پوشش، میزان تقوای افراد را نشان می دهد؟ آیا تقوا فقط یک معیار دارد؟!

چهارم: من که در نگاه این جوانان جز صداقت و عشق به سازندگی چیزی ندیدم. اگر هم به هر دلیل بعضی از آنها پوششان نامتعارف است، ایراد از آن ها نیست، این نسل که نسل طاقوت! نیستند. نسل انقلابند.اگر هم به زعم شما کوتاهی شده کوتاهی از کیست؟!



نوشته شده توسط مهرنوش نجفی راغب در روز شنبه 9 خرداد 1388 ساعت 11:46 PM

پیوند | چاپ | نظرات [3]





: سکوت سرشار از ناگفته هاست*



اردیبهشت پر از ماجرایی بود. اما چیزی ننوشته ام. دوستان می گویند چرا سکوت کرده ای؟! «نقطه سر خط» هم ساکت بود و خاموش. و البته خاموشی به هزار زبان در سخن است...**                          نمی دانم.... اردیبهشت، آزمونی بود شاید برای بهتر شناختن آدم ها. و اینکه سیاست بازی برد- برد نیست و باید در آن، تاکتیک فعالیت های اجتماعی که نگاهش همیشه برنده-برنده است را کنار گذاشت!! 

به هر حال مکاشفه ای بود که با خود و اطرافم داشتم .... و اما... دوباره می نویسم....دوباره شروع شده است.... 

* مارگوت بیکل 

**شاملو



نوشته شده توسط مهرنوش نجفی راغب در روز پنجشنبه 31 اردیبهشت 1388 ساعت 6:25 PM

پیوند | چاپ | نظرات [9]







آخرین مطالب

پست الکترونیک



موضوعات


بایگانی



خانه پیوند



پیوند روز


جستجو

جستجو در وبلاگ


خبرنامه

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری



آمار وبلاگ
کل بازدید ها : 168945