استفاده از مطالب وبلاگ صرفا با اجازه قبلی از نویسنده مجاز می باشد
مطلب را به بالاترین بفرستید:
دلتنگی ها
: مردی که تنهایی اش را بر دوش ما گذاشت
فکر می کنی 
عاشق نبوده ام هرگز؟
فکر می کنی
عشق را نمی فهمم؟
تو اشتباه می کنی.
گلوی خشک خانه ی همسایه
عشق را در گلوی من خشکاند.
«احمد حیدربیگی»
می دانستم حالش خوب نیست. حالش خوب نبود. آخرین بار که دیدمش از دفتر آمده بودم بیرون. با همسرش داشت از مطب دکتر می آمد. به سختی راه می رفت. بسیار نحیف و لاغر و با رنگ و روی زرد. می دانستم که مدتی است از بیماری رنج می کشد. چند بار عمل کرده بود و باز ..... چه قدر ضعیف شده بود. با همسرش احوال پرسی کردم. متوجه حضورم نشد. گفتم: آقای حیدربیگی! آرام سرش را بلند کرد و گفت : دخترم تویی! حالم خوش نیست ببخشید.
***
و حالا این خبر روزت را خراب کرده است: احمد حیدر بیگی در گذشت. امروز، این شهر یکی از شاعران و علاقه مندان به تاریخ و فرهنگ ایران را از دست داد. شاعر سه کتاب: لابیرنت، یک شاخه شعر سرخ و تنهایی ات را به دوش من بگذار .
***
نوروز 84 بود. با بچه ها رفته بودیم دیدنش. آن روز کمی غمگین و دل گرفته بودم. فهمید که غمگینم . تازه کتاب« یک شاخه شعر سرخ» اش چاپ شده بود. به همه کتابش را هدیه داد و برای هر کسی متنی در صفحه اول نوشت. و امروز آن متن را که در صفحه اول کتاب یک شاخه شعر سرخ اش برایم نوشت دوباره می خوانم:
سلام خدای عزیزم،
شادی ها بسیارند،
می دانم.
اما همیشه غمگینم.
مرا ببخش!
در من هنوز کودکی ام گریه می کند.
جز تو کسی نمی داند.
نوشته شده توسط مهرنوش نجفی راغب در روز سه شنبه 20 شهریور 1386 ساعت 3:13 PM
پیوند
|
چاپ
|
نظرات [5]
شهر و شورا
: وضعیت شهردار!
از سفر برگشته ام. در همین مدت دو هفته ای که به راحتی هم به اینترنت دسترسی نداشتم خبرهایی زیادی بوده: بازنشستگی پیش از موعد برخی از استادان دانشگاه مانند دکتر کزازی و جعل نام خلیج فارس توسط سردار روزبهانی و انتخاب آقای هاشمی رفسنجانی به ریاست مجلس خبرگان و .....
و اما در پست پیشین گفته بودم که از سفر می گویم. سفر به اسکاتلند به دعوت انجمن شهر گلاسکو به جهت بازدیدی کلی و یک دوره آشنایی با نحوه برنامه ریزی و فعالیت های مشارکتی و تعاملاتی که بین انجمن های شهر(شورای شهر خودمان) و نهادهای دولتی با سازمان های غیر دولتی و موسسات خیریه وجود دارد.
اما پیش از آن، از وضعیت انتخاب شهردار بگویم و در پست بعدی به گزارشی از سفر خواهم پرداخت.
پیش از سفر یعنی حدود دو هفته پیش، وضعیت آقای صبری هم که منتخب بعدی شورا بود در ابهام ماند و پیگیری های شورا در وزارت کشور نیز به نتیجه نرسید و در نهایت با ایشان موافقت نشد. آقای صبری نیز با توجه به نتیجه نرسیدن مصوبه انصراف دادند. و شورای شهر همدان متاسفانه در چالش انتخاب شهردار باقی ماند. وضعیتی که شورای شهر رشت و کرمانشاه نیز با آن مواجه اند. (کرمانشاه پس از سه انتخاب و به نتیجه نرسیدن و رشت با یک انتخاب و اصرار بر انتخاب خود که با چالش با استانداری مواجه شده است)
انتخاب گزینه ی دیگر، در شرایط فعلی و در جایی که 4 ماه شهر متاسفانه بدون شهردار است شاید تنها راه چاره بود در حالیکه نظرات مختلفی نیز وجود داشت.... اما به هر حال پس از بحث و اعلام نظر های مختلف و رای گیری، گزینه ی دیگر انتخاب شد. آقای عباس صوفی، مدیر عامل فعلی سازمان عمران شهرداری همدان.
در حال حاضر نیز صورتجلسه و مدارک به وزارت کشور ارسال شده است که تا کنون جوابی نگرفته ایم. فصل عمرانی همدان تمام شده و در واقع یک سال کاری از دست رفته است. شهرداری بدون شهردار و .... گویا این قصه سر دراز دارد..........
یک اتفاق:
**همین الان در حالیکه داشتم این نوشته را در وبلاگ می گذاشتم، زلزله ای شدید مرا از سر جایم پراند. کجا ممکن است نقطه اصلی باشد؟ چشم هایم را می بندم، امید وارم که هیچ سقفی نریخته و هیچ کس حتی زخمی هم ندیده باشد.
نوشته شده توسط مهرنوش نجفی راغب در روز یکشنبه 18 شهریور 1386 ساعت 11:28 PM
پیوند
|
چاپ
|
نظرات [0]
سفرها و گذرها
: .....در سفرم
در سفر هستم. این مدت دسترسی به اینترنت نداشتم. و بالاخره امروز توانستم کافی نتی بیابم و با وقتی آزاد.
همین ۲۰ دقیقه ای هم که آمده ام اینجا ۲ پوند باید بدهم. اینجا در اسکاتلند همه چیز گران است.
ولی در عوض خیلی دیدنی است. بعد از سفر برایتان خواهم نوشت.
فعلا این یادداشت را گذاشتم که فکر نکتید نقطه سر خط را فرا موش کرده ام.
نوشته شده توسط مهرنوش نجفی راغب در روز سه شنبه 13 شهریور 1386 ساعت 2:55 PM
پیوند
|
چاپ
|
نظرات [2]
آخرین مطالب
|